تصویر تصادفی
ياد باد آن روزگاران ياد باد
 به سرمان زد زنش بدهیم . عیالم یکی از دوستانش را که دو تا کوچه آن طرف تر می نشستند ، پیشنهاد کرد. به مهدی گفتم. دختر را دید. خیلی پسندیده بود. گفت  باید مادرم هم ببیندش .  مادر و خواهرش آمدند اهواز . زیاد چشمشان را نگرفت. مادرش گفت  توی قم ، دخترا از خداشونه زنِ مهدی بشن. چرا از این جا زن بگیره ؟  مهدی چیزی نگفت. به ش گفتم  مگه نپسندیده بودی ؟  گفت  آقا رحمان ، من رفتنیم . زنم باید کسی باشه که خانواده ام قبولش داشته باشن تا بعد از من مواظبش باشن
Advertisement
منوی اصلی
صفحه اصلی
خاطرات جنگ
برنامه زمانبندي هيئت
فايل صوتي سرود گردان
گالری تصاویر
بخش دانلود سایت
لیست شهدای گردان مقداد
زندگی نامه شهدا
وصیتنامه ها
آرشيو مطالب
جستجو در سايت
ارتباط با مدير سايت
درباره ما
محبوب ترین ها
نظرسنجی
چقدر از سايت رضایت دارید؟
  
تعداد بازديدها

نرم افزار ایثار
نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار

Home arrow فراخوان
شما مجاز به ديدن اين منبع نيستيد
شما باید وارد شوید

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
توسعه یافته توسط تیم مامبولرن
Supported By Offshore Company