تصویر تصادفی
ياد باد آن روزگاران ياد باد
کز کرده بود کنار پنجره . زانوهایش را بغل کرده بود . آرام آرام دعا می خواند و گریه می کرد. دلش گرفته بود . یک هفته ای بود که بستری بود. می خواست برگردد. پول نداشت عصرکه شد، سید قد بلندی آمد عیادت .از دم در اتاق باهمه احوال پرسی کرد تا به تخت مصطفی رسید. یک مفاتیح داد دستش و در گوشش گفت این تا اهواز می رسوندت . مفاتیح را باز کرد . چند تا اسکناس تانشده لایش بود . اهواز که رسید ، چیزی از پول نمانده بود . بقیه ی راه را تا خط سوار ماشینهای صلواتی شد.
Advertisement
منوی اصلی
صفحه اصلی
خاطرات جنگ
برنامه زمانبندي هيئت
فايل صوتي سرود گردان
گالری تصاویر
بخش دانلود سایت
لیست شهدای گردان مقداد
زندگی نامه شهدا
وصیتنامه ها
آرشيو مطالب
جستجو در سايت
ارتباط با مدير سايت
درباره ما
محبوب ترین ها
نظرسنجی
چقدر از سايت رضایت دارید؟
  
تعداد بازديدها

نرم افزار ایثار
نرم افزار مدیریت اطلاعات شهدا -ایثار

شما مجاز به ديدن اين منبع نيستيد
شما باید وارد شوید

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
توسعه یافته توسط تیم مامبولرن
Supported By Offshore Company