|
شب دهم عملیات بود . توی چادر دور هم نشسته بودیم. شمع روشن کرده بودیم.صدای موتور آمد. چند لحظه بعد، کسی وارد شد . تاریک بود. صورتش را ندیدیم . گفت توی چادرتون یه لقمه نون و پنیر پیدا می شه ؟ از صدایش معلوم بود که خسته است. بچه ها گفتند نه ، نداریم. رفت. از عقب بی سیم زدند که حاج مهدی نیامده آن جا ؟ گفتیم نه . گفتند یعنی هیچ کس با موتور اون طرف ها نیامده ؟ |